مجاهد شهيد الحاج دکترغلام فاروق جعفري، ملقب به حاج ملا عباس در سال 1340 ه.ش در يک خانوده مذهبي و متدين در شهر قندهار- افغانستان چشم به جهان گشود.

دوران کودکي


دوران کودکي را در همين شهر و در دامان مادري مهربان و زير سايه پدري نجيب و متدين سپري نمود. شهيد جعفري که در ميان ديگر برادران و خواهران خود از ذکاوت و تيزهوشي خاصي برخوردار بود در سال 1346 ه.ش وارد مکتب ( مدرسه ) ابوريحان البيروني ( اول احمد شاهي ) شهرقندهار گرديد. دوران تحصيلات ابتدايي را با موفقيت سپري کرد و بنا به هوش و استعدادي که داشت در سال 1358 دوره ليسه ( متوسطه ) را با نمرات عالي ورتبه ممتاز به پايان رسانيد.

دوران جواني و آغاز مبارزه


آنچه که درکناراستعداد و ذکاوت خاص آن عزيز، شخصيت او را در ميان ديگران برجسته مي کرد، پاکي باطن، نجابت، حيا و رفتارنيکوي ايشان بود. در دوره اي که افکار انحرافي و ضد ديني در جامعه و بويژه ميان جوانان تحصيل کرده رواج داشت، شهيد جعفري به دليل تربيت درخانواده اي مذهبي و همچنين داشتن خصلت هاي نيکو، ايمان و نجابت اخلاقي اش را حفظ کرد و هرگز تسليم جريانات انحرافي نشد. در دوران تحصيلات متوسطه با دوستان و جوانان فعال در حوزه هاي مذهبي و اجتماعي در شهر قندهار آشنا شد. اين آشنايي و ارتباط، نقطه عطفي در زندگي آن شهيد بزرگوارگرديد. او که سيراب شدن روح تشنه اش را در ارتباط با اين مجموعه و مطالعات کتب و جزوه هاي مذهبي و انقلابي مي ديد، مسير رشد وتعالي فکري و خود سازي اخلاقي و اجتماعي را با سرعتي چشمگير طي نمود و به يکي از جوانان فعال و پرشور مذهبي در ميان دوستان خود مبدل گشت. با پايان يافتن دوران تحصيلات ليسه در سال 1358 که فشار و خفقان حکومت کمونيستي و مزدوران خلقي و پرچمي شان به اوج خود رسيده بود، شهيد جعفري عليرغم اينکه در کنکور سراسري موفق به کسب نمره ممتاز شده بود، به دليل تهديدها و فشارهاي موجود عليه مردم مسلمان و بويژه جوانان تحصيل کرده مذهبي، از ادامه تحصيل بازماند و با عده اي از دوستان همفکر و همراهش مجبور به ترک وطن و مهاجرت به کشورايران شد.

مهاجرت و الهام گيري از نهضت امام خميني (ره)


با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري بيدارگر قرن و معمار و احياگر اسلام حضرت امام خميني (ره)، زمينه هاي لازم جهت رشد فرهنگي ,علمي و سياسي براي جوانان مشتاق و علاقه مند فراهم شد، در اين زمان شهيد جعفري نيز جزو آن عزيزاني بود که به جاي رفتن به دنبال کار و شغل شخصي , به کسب معارف و آموزش هاي فرهنگي و سياسي وعلمي , در جمهوري اسلامي ايران پرداخت واين چنين بود که هجرت نيز فصل تازه اي را در شکل گيري و رشد شخصيت اين عزيز رقم زد...

بازگشت به وطن و ادامه مبارزه


اين مهاجر وارسته ، با شتاب و عشق بيشتري راه هاي تعالي روح و فکر خود را در مکتب بزرگ انقلاب اسلامي طي کرد و عشق به اسلام و جهاد عليه کفر وتجاوز او را واميداشت تا تجارب اندوخته ي خويش را در وطنش بکارگيرد، لذا در سال 1359 به همراه تعدادي از دوستانش، ديار هجرت و غربت (ايران) را ترک کرده و دوباره عازم سرزمين مظلوم و اشغال شده ي خود (افغانستان) شد. شهيد دکتر ملا عباس جعفري، در دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي و حاکميت کمونيست ها، در اوج خفقان و اختناق حاکم بر کشور، با حضور مخفيانه در شهر قندهار، به همراه يارانش، اقدامات شجاعانه و تاثيرگذاري را در زمينه هاي ارزشمند فرهنگي و تبليغي، در ميان جوانان علاقه مند، آغاز کرد.

حضور در جبهات حهاد


اين مجاهد مخلص پس از فعال شدن اولين جبهه نظامي برادران اهل تشيع در ولايت قندهار، از جمله اولين جوانان داوطلب براي پيوستن به صفوف مجاهدين بود. آن بزرگوار با عشق به اسلام و شهادت، در سال 1360 به جمع مجاهدين پيوست. حضور صادقانه و همراه با پاکي و نجابت , آگاهي هاي فکري و علمي در ميان مجاهدين ، التزام دقيق به واجبات و دوري ازمحرمات و پرهيز از حتي کوچکترين شبهات، باعث شده بود تا جايگاه و موقعيت خاصي را در ميان همسنگرانش پيدا کند.

ارتقاي جايگاه شهيد بين مجاهدين و مردم


شهيد حاج ملا عباس جعفري به دليل شجاعت و روحيه ي شهادت طلبي و نيز مديريت و درعين حال سادگي و خلوص و رعايت مسائل مربوط به بيت المال، خيلي زود تبديل به يکي از محبوبترين چهره هاي جهادي و مرجع ارجاع مشکلات درميان همسنگران و مجاهدين ومردم منطقه شد. تدبير و صداقت آن عزيز سفرکرده در سالهاي پرفراز و نشيب و بحران زاي جهاد ( 1361 تا 1370) باعث شد تا عملاً بسياري از مسئوليت هاي مهم و خطير جبهه و پشت جبهه به ايشان واگذار شود و آن بزرگوارهم با عشق و اخلاص , لحظه اي از زير بار آن مسئوليت هاي سنگين و خطير شانه خالي نکرد.

فرمانده ای عارف و شجاع


او که در ميدان هاي نبرد، مرد پيش قراول و خط مقدم عمليات ها بود، در عرصه عبادي و خودسازي هم اهل تهجد و دعا و نيايش هاي شبانه در سنگرها بود. او فرماندهي بود که به تبعيت ازمولايش اميرالمومنين علي عليه السلام،اغلب با لباس کهنه تروشکم گرسنه تر از ديگر همرزمانش، در صحنه هاي جنگ و عمليات ها حضور مي يافت، و علاوه بر زير پا گذاشتن خواهشهاي نفساني و رعايت تقواي عملي اش زمينه نزديکي بيش تر جوانان به خدا و معنويت را فراهم مي ساخت. او قومندان و فرمانده بي ادعاي جبهه هاي جهاد و مسئول گمنام پشتيباني و فعاليت هاي پشت جبهه بود، که در انجام اين مسئوليت ها، حساسيت نسبت به مسائل مربوط به بيت المال، از ويژگي هاي جدي آن عزيز بود.

ادامه تحصيلات عالي


دکترجعفري با پايان يافتن اشغال کشور و فروکش نمودن شعله هاي جهاد ، بنا به علاقه ي شديد به ادامه تحصيل، پيگير اين امر در جمهوري اسلامي ايران شد. زمانيکه امکان ادامه تحصيلات عالي براي آن بزرگوار فراهم گرديد، به دليل عشق و علاقه به معارف ديني و اسلامي، به جاي انتخاب رشته هاي فني و ساينس، رشته معارف اسلامي ( الهيات) را برگزيد. شهيد جعفري در سال 1368 وارد دانشگاه فردوسي مشهد شد و با تلاش و پشتکار فوق العاده در سال1372 با رتبه ممتازو معدل بالا ، ليسانس خويش را دريافت کرد. با توجه به معدل بالا، بلافاصله زمينه قبولي و پذيرش آن عزيز در مقطع تحصيلي فوق ليسانس در رشته حقوق در دانشگاه تهران فراهم گرديد و ايشان براي ادامه تحصيل مجبور به نقل مکان به تهران شد.

فعاليت هاي ارزشمند


آنچه قابل ذکر است اينکه شهيد دکتر جعفري،در دوران تحصيل چه در مشهد و چه در تهران، هرگز فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي و خدمت رساني به مهاجرين و همرزمانش را فراموش نکرد و حتي الامکان با تلاش شبانه روزي و با استفاده از آبروي بدست آورده اش از برکت جهاد و اخلاص، امکانات و تسهيلات گرچه اندک و محدود را براي مردمش فراهم مي ساخت. آن عزيز سفرکرده، هرگز به گوشه ي عافيت صرفا درس خواندن و زندگي کردن پناه نبرد، بلکه به رغم مشکلات، رنج ها، تهمت ها و بدگويي ها، با صبر و گمنامي به اندازه وسع و توانش به خدمت رساني به مردم مي پرداخت و قلباً خود را مديون مردم مي دانست، لذا کمک به ديگران برايش شيرين تر از هر عبادتي بود , حتي اگرهزاران تهمت و خون دل خوردن را نيز برايش به دنبال مي داشت.

عضويت فعال در شوراي مرکزي حذب وحدت اسلامي


شهيد جعفري عليرغم گمنامي و کم شناخته شدن در ميان دوستان و هم شهري هايش، به دليل توانايي هاي فکري , تحليلي , خلوص و تجارب عملي اش در ساير مجموعه ها و جريان هاي فکري و سياسي افغانستان به عنوان شخصيتي آگاه و صاحب نظر شناخته مي شد. به همين دليل وقتي حزب وحدت اسلامي افغانستان متشکل از گروهها و احزاب مختلف شيعي افغانستان تشکيل شد، شهيد دکتر جعفري به عنوان عضو شوراي مرکزي حزب وحدت اسلامي افغانستان انتخاب گرديد. شهيد حاج ملا عباس در اوج مشکلات و بحران هاي سياسي و اجتماعي در افغانستان به زودي به چهره ي محبوب , مدبر و مورد اعتماد بسياري از شخصيت ها و مسئولان و اعضاي شوراي مرکزي حزب وحدت اسلامي افغانستان تبديل شد. همچنين در هنگام تشکيل لوي جرگه اضطراري به عضويت اين جرگه برگزيده شد. ماموريت ها و مسئوليت هاي گوناگون آن عزيز در داخل و خارج، باعث شد تا دوران تحصيلي فوق ليسانس ايشان در يک محدوده ي زماني بيشتر از حد معمول سپري گردد.

فراهم نمودن زمينه تحصيلات عالي براي تعدادي از جوانان


آن هجرت کرده ي ديار دوست، پس از پايان يافتن دوره ي فوق ليسانس و در شرايط دهه ي اخير، با قبول شدن در دوره ي دکتري در کنارتحصيل به فعاليت هاي بي ادعاي خويش در راستاي خدمت رساني به مردم ادامه داد که فراهم شدن امکان تحصيلات عالي براي تعدادي از جوانان مهاجر افغان در دانشگاههاي مختلف جمهوري اسلامي ايران از جمله برکات و باقيات الصالحات آن خدمتگذار بي نام و نشان به شمار مي رود. لازم به ذکر است که نقش خانواده شهيد، به ويژه همسر فداکار و صبور و فرزندان عزيزش در طول ساليان جهاد، تحصيل و فعاليت هاي اجتماعي اش، بسيار برجسته و فراموش ناشدني است. شهيد دکتر جعفري در آخرين دوره از زندگي سراسر تلاش و مجاهدت و خلوص اش، درحاليکه هنوز خستگي رنج ها و زحمات جبهه و سختي هاي آزاردهنده ي بعد از جهاد را بر تن داشت و با وجود داغ نامردمي ها و تهمت هاي ناجوانمردانه ، بار ديگر در برابر يک مسئوليت و ماموريت جديد و پر مشقت قرار گرفت و همانند گذشته بار سنگين اين مسئوليت مهم را برعهده گرفت.

ورود به عرصه انتخابات پارلماني در يک وفاق ملي و قومي شيعيان قندهار


شهيد جعفري بار ديگر خدمت رساني به مردم و جهاد في سبيل الله را بر آرامش و آسايش نسبي زندگي خانوادگي اش ترجيح داد و با عشق خدمت به مردم، وارد صحنه ي انتخابات پارلمان سال 1389 افغانستان شد. شهيد حاج دکتر جعفري آن مجاهد مخلص و دانشمند گمنام و عارف سياستمدار، اينبار کانديد مردمي شد که به دليل خلوص و تدبير و توانايي هايش، همچون نگيني او را دربر گرفتند و در يک وفاق قومي و ملي بي نظير در تاريخ قندهار، همه با هم راي دل شان را براي کسي در صندوق هاي راي ريختند که اميد خدمات صادقانه و گشودن گره هاي ناگشوده و رسيدگي به دردهاي فروخفته ي خويش را در وجود او مي يافتند. اين وفاق و همدلي عزت آفرين مردم در انتخابات شهر قندهار و آراي کم نظير اين کانديداي مظلوم و صادق، تحير و خشم دشمنان و حسودان کوردل و چهره هاي خنّاس را برانگيخت، آنان و اربابانشان در کنار هزاران خيانت و خباثت ديگر انتخاباتي در سراسر کشور، راي مردم مظلوم و بي پناه شهر قندهار به شهيد دکتر جعفري را نيز مخدوش و پايمال کردند و در ميان تعجب و حيرت توده هاي مردم و ناظرين، چنان بي شرمانه و رسوا عمل کردند که حتي پنهان نگهداشتن اين رسوايي بزرگ برايشان ممکن نبود و وقتي مشاهده کردند که شهيد حاج ملاعباس با تمام وجود و قاطعيت، براي دفاع از راي مردم و احقاق حق مردم مظلوم قندهار ، به پايتخت (کابل) آمده و با ارايه مدارک و اسناد انکار ناپذير در کميسيون عالي انتخابات افغانستان و وزارت داخله و ساير مراجع قانوني در صدد افشاي خيانت خائنين مي باشد، تصميم به انجام جنايت هولناک و حذف فيزيکي آن گوهر گرانبها گرفتند.

شهادت غريبانه


و اين سان بود که آن مجاهد مشتاق شهادت، در نهم عقرب (آبان) سال 1389 ، در سن 49 سالگي ، درحالي که تا آن موقع هيچگونه بيماري و مشکل خاص جسمي نداشت، در هتل محل اقامتش در کابل، به شکل مرموزي غريبانه به شهادت رسيد و روح پرفتوح اش به سوي ديار دوست و ديدار شهداي همرزم و ياران شهيدش پرگشود. و اينگونه جسم و روح پر تلاطم و سراسر عشق و اخلاص اش نه در بستر آرامِ خانه، که در راه خدمت و حق طلبي و ايستادگي در برابر ظلم و خيانت خائنان و ظالمان، در جوار حق آرام گرفت و پاداش يک عمر مجاهدت و صبر و ساده زيستن خويش را دريافت کرد و ياران و مردمان چشم به راهش را تنها گذاشت...

همچنین می توانید برای اطلاعات بیشتر درباره شهید به سایت زیر مراجعه نمایید :
http://shahidjafari.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *